|
من با خاطرات تو زنده خواهم ماند.
چه غمگین از این رفتن و از این روزهای سرد تنهایی. شاید باور نکنی از من فقط همین کلمات که با شوق به سوی تو پر میکشند باقی می ماند و خودکاری که هیچ گاه اخرین حرفهایم را به تو نمی تواند گفت. شاید یک روز وقتی میخواهی احوال مرا بپرسی عکسم را در صفحه سفرکرده ها ببینی. شاید کودکی گستاخ و بازیگوش با شیطنت سفر بی بازگشتم را از دیوار سیمانی کوچه اتان بکند و پاره کند. میدانم خسته ای ولی دوست دارم اجازه دهی کلماتم دمی روبرویت بنشینند و نگاهت کنند تا به حقیقت این جمله در ایی که میگوید: مرا از یاد خواهی برد نمیدانم؟ ولی میدانم از یادم نخواهی رفت...... + نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387 20:23 توسط ارام |
|
| ||||||